گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

45

كورشنامه ( فارسى )

كمبوجيه و كورش از يك‌ديگر جدا مىشوند . ملاقات سياكزار و كورش شمارهء سپاهيان دشمن و سياكزار . اطلاعاتى در باب سپاه دشمن . سپاه كمكى كه از پارس درخواست شد . گفتار كورش خطاب به سربازان . تمرين سپاهيان در انتظار فرارسيدن افراد دشمن . پاداش‌هايى كه نصيبشان شد . آماده ساختن خيمه‌ها . توصيهء كورش به سربازان كه پس از تمرين‌هاى بدنى به صرف غذا بپردازند . كورش سركردگان و سربازان و حتى خدام سپاه را به سفرهء خويش بار داد . فصل اول ملاقات كورش و سياكزار . تعليمات كورش به سربازان خود كمبوجيه و كورش در اين گفت‌وگو بودند كه به سرحد ايران رسيدند . در اين اثنا ، عقابى ديدند كه در سمت راست اردو نمايان شد و آنها را هدايت كرد . كورش و پدرش خدايان و قهرمانانى را كه پشتيبان و نگاه‌دار پارس هستند ستايش كرده پيروزى و توفيق خود را مسئلت نمودند و پا از سرحد ايران بيرون نهاده وارد سرزمين مجاور شدند . در ملك ماد نيز از خداوندان ماد استعانت جسته درخواست كردند كه آنان را يارى كنند و از آنان به خوبى پذيرايى نمايند . آن‌گاه پدر و پسر يك‌ديگر را در آغوش گرفته وداع گفتند . كمبوجيه راه ايران را پيش گرفت و كورش به سرزمين ماد نزد سياكزار رفت . به محض اين‌كه كورش به سياكزار رسيد ، آن‌دو يك‌ديگر را در آغوش گرفتند . سياكزار از كورش شمارهء سپاهيانش را پرسيد . كورش جواب داد : سى هزار نفر از آنها سپاهيانى هستند كه سابق براين به‌عنوان چريك به اينجا آمده‌اند ولى بقيه كسانى هستند كه تاكنون از سرزمين خود خارج نشده‌اند . سياكزار پرسيد : آنان چند تن‌اند ؟ كورش جواب داد : اگر تعداد آنان را فاش كنم شايد خوش‌آيند تو نباشد ؛ اما بدان‌كه اشخاص متفرقه كه آمده‌اند با وجود تعداد كم همان كسانى هستند كه بر طوايف مختلف پارس فرمان‌دهى مىنمايند . اما بايد بدانيم كه تو به چند تن سپاهى